skinning

skin·ning/ˈskɪnɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — کندن پوست

کندن پوستپوست‌گیری

عمل یا فرایند کندن پوست از حیوان یا میوه.

The act or process of removing the skin from an animal or fruit.

«او پس از شکار پوست گوزن را می‌کند.»

He was skinning the deer after the hunt.

«برای جلوگیری از هدر رفتن باید پوست‌کنی با دقت انجام شود.»

Careful skinning is needed to avoid waste.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peelingپوست کندن

متداول. بیشتر برای کندن پوست میوه و سبزیجات به کار می‌رود، کمتر برای حیوانات.

Common. Used mostly for removing skin from fruits or vegetables, less often for animals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000