skullcaps

skull·caps/ˈskʌlkæps/
skullthe bony framework of the headcapa covering for the head
noun (اسم)commonplural (جمع): skullcaps

اسم — عرقچین‌ها

عرقچین‌هاکلاه‌های کوچک

جمع واژه عرقچین، اشاره به کلاه‌های کوچک و چسبان، که اغلب به دلایل مذهبی، به عنوان بخشی از لباس فرم، یا به عنوان یک لوازم جانبی مد پوشیده می‌شوند.

The plural form of skullcap, referring to small, close-fitting caps, often worn for religious reasons, as part of a uniform, or as a fashion accessory.

«راهبان اغلب عرقچین‌ها را به عنوان بخشی از لباس خود می‌پوشند.»

Monks often wear skullcaps as part of their attire.

«او عرقچین‌های مختلفی را از سراسر جهان جمع‌آوری کرد.»

She collected various skullcaps from around the world.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beaniesکلاه‌های بافتنی

روزمره. کلاهی نرم و چسبان، معمولاً از پشم یا مواد مشابه، بدون لبه. اغلب برای عرقچین‌های غیررسمی قابل تعویض است، اما کلاه‌های بافتنی معمولاً برای گرمی و کمتر برای پوشش مذهبی یا رسمی هستند. 'او در زمستان کلاه بافتنی پوشید' درست است، 'او برای نماز عرقچین پوشید' خاص‌تر است.

Everyday. A soft, close-fitting cap, usually made of wool or similar material, without a brim. Often interchangeable for casual skullcaps, but beanies are generally for warmth and less often for religious or formal wear. 'He wore a beanie in winter' works, 'He wore a skullcap for prayer' is more specific.

yarmulkesکیپاها

فنی/فرهنگی. نوع خاصی از عرقچین که مردان یهودی می‌پوشند. زیرمجموعه‌ای از عرقچین‌ها است. 'کیپاها عرقچین هستند' اما 'همه عرقچین‌ها کیپا نیستند'.

Technical/Cultural. A specific type of skullcap worn by Jewish men. It is a subset of skullcaps. 'Yarmulkes are skullcaps' but 'all skullcaps are not yarmulkes'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000