skunky

skun·ky/ˈskʌŋ.ki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): skunkiersuperlative (عالی): skunkiest

صفت — بوی بد

بوی بددارای بوی زهرآگین

دارای بوی بسیار بد و تند مانند بوی اسکونک.

Having a strong, unpleasant smell like that of a skunk.

«زباله بوی بد و زننده‌ای داشت.»

The garbage had a skunky odor.

«پنیر بدبو برای همه مناسب نیست.»

Skunky cheese is not for everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smellyبدبو

روزمره. مترادف نزدیک ولی کمتر خاص به بوی اسکونک است.

Everyday. Close synonym but less specific to skunk-like odor.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000