در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای بوی بسیار بد و تند مانند بوی اسکونک.
Having a strong, unpleasant smell like that of a skunk.
«زباله بوی بد و زنندهای داشت.»
“The garbage had a skunky odor.”
«پنیر بدبو برای همه مناسب نیست.»
“Skunky cheese is not for everyone.”
روزمره. مترادف نزدیک ولی کمتر خاص به بوی اسکونک است.
Everyday. Close synonym but less specific to skunk-like odor.