verb (فعل)commonpast (گذشته): slalomedpast participle (مفعولی): slalomed-ing (حال): slaloming3rd (سوم): slaloms
فعل — از میان موانع سریع حرکت کردن
از میان موانع سریع حرکت کردنمارپیچ رفتن
حرکت به صورت زیگزاگ، مخصوصاً در ورزشهایی مثل اسکی یا رانندگی.
Moves in a zigzag pattern, especially in sports involving skiing or driving.
«او به طور ماهرانه میان میلهها مارپیچ میرود.»
“She slaloms expertly through the poles.”
«ماشین برای اجتناب از موانع مارپیچ حرکت میکند.»
“The car slaloms to avoid obstacles.”