slays

/sleɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): slewpast participle (مفعولی): slain-ing (حال): slaying3rd (سوم): slays

فعل — می‌کشد

می‌کشدکشتن

کُشتن، به‌ویژه به روشی خشن یا چشمگیر.

Kills, especially in a violent or impressive way.

«قهرمان اژدها را می‌کشد.»

The hero slays the dragon.

«او در بازی هیولاها را می‌کشد.»

He slays monsters in the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
killsمی‌کشد

رایج. اصطلاح عمومی برای ایجاد مرگ؛ ''slay'' اغلب در متن ادبی یا دراماتیک به کار می‌رود.

Common. General term for causing death; 'slay' often used in dramatic or literary contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000