slugged

/slʌgd/
slugto hit someone hard-edpast tense suffix
verb (فعل)informalpast (گذشته): sluggedpast participle (مفعولی): slugged-ing (حال): slugging3rd (سوم): slugs

فعل — ضربه زدن

ضربه زدنمشت زدن

به شدت و معمولاً با مشت ضربه زدن به کسی.

Hit someone forcefully, usually with a fist.

«او برای دفاع از خود به مهاجم مشت زد.»

He slugged the attacker in self-defense.

«او پس از توهین به او ضربه زد.»

She slugged him after the insult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
punchمشت زدن

رایج. در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است، تأکید بر ضربه سریع با مشت.

Common. Interchangeable in many contexts, emphasizes quick fist strike.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000