slug

/slʌɡ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): slugs

اسم — لیسه

لیسهحلزون بی‌صدف

نرمی‌تنی شبیه حلزون اما بدون صدف خارجی، که اغلب آفت باغ محسوب می‌شود.

A mollusk similar to a snail but without an external shell, often considered a garden pest.

«لیسه ها کاهوی من را می‌خورند.»

The slugs are eating my lettuce.

«باغبان‌ها اغلب از لیسه‌ها شکایت می‌کنند.»

Gardeners often complain about slugs.

2noun (اسم)informalplural (جمع): slugs

اسم — آدم تنبل

آدم تنبلتن پرور

یک فرد کند و تنبل.

A slow, lazy person.

«اینقدر تنبل نباش، بلند شو و کمک کن!»

Don't be such a slug, get up and help!

«او صبح‌ها واقعا یک آدم تنبل است.»

He's a real slug in the mornings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loaferآدم بیکار

غیررسمی. به کسی اشاره دارد که از کار یا مسئولیت شانه خالی می‌کند. وقتی بر تنبلی و بیکاری تأکید می‌شود، قابل جایگزینی است. 'او یک آدم بیکار است' درست است.

Informal. Refers specifically to someone who avoids work or responsibility. Interchangeable when emphasizing laziness and idleness. 'He's a loafer' works, 'Don't be a slug'.

lazybonesتنبله

غیررسمی/شوخ‌طبعانه. یک اصطلاح دوستانه برای فرد تنبل، اغلب با محبت یا سرزنش ملایم استفاده می‌شود. 'پاشو تنبله، وقت بلند شدنه!'

Informal/Playful. A lighthearted term for a lazy person, often used with affection or mild chiding. 'Come on, lazybones, time to get up!'

متضادها
3verb (فعل)informalpast (گذشته): sluggedpast participle (مفعولی): slugged-ing (حال): slugging3rd (سوم): slugs

فعل — مشت زدن

مشت زدنضربه زدن

به کسی یا چیزی ضربه‌ای محکم، معمولاً با مشت، زدن.

To hit someone or something with a hard blow, typically with the fist.

«او توپ را با ضربه‌ای محکم از پارک بیرون انداخت.»

He slugged the ball right out of the park.

«به برادرت مشت نزن!»

Don't slug your brother!

تفاوت با واژه‌های مشابه
punchمشت زدن

روزمره. رایج‌ترین مترادف برای ضربه زدن با مشت. وقتی عمل یک ضربه محکم و تنها با دست بسته است، کاملاً قابل جایگزینی است. 'او به دیوار مشت زد' و 'او به دیوار ضربه زد' از نظر معنی بسیار شبیه هستند.

Everyday. The most common synonym for hitting with a fist. Fully interchangeable when the action is a single, forceful hit with a closed hand. 'He punched the wall' and 'He slugged the wall' are very similar in meaning.

strikeضربه وارد کردن

رسمی. اصطلاحی کلی‌تر برای ضربه زدن که می‌تواند با هر قسمت از بدن یا شیء باشد. اگر عمل خاص مشت زدن مهم باشد، کمتر دقیق از 'slug' است.

Formal. A more general term for hitting, can be with any part of the body or an object. Less precise than 'slug' if the specific action of a fist is important. 'He struck the bell' vs. 'He slugged him'.

4noun (اسم)technicalplural (جمع): slugs

اسم — گلوله

گلولهفشنگ

یک قطعه فلز کوچک و معمولاً استوانه‌ای شکل، به ویژه گلوله.

A small, typically roughly cylindrical piece of metal, especially a bullet.

«شکارچی یک گلوله در تفنگ شکاری خود گذاشت.»

The hunter loaded a slug into his shotgun.

«آنها یک گلوله را پیدا کردند که در دیوار فرورفته بود.»

They found a slug embedded in the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bulletگلوله

روزمره. رایج‌ترین اصطلاح برای پرتابه‌ای که از تفنگ شلیک می‌شود. 'Slug' اغلب به عنوان یک اصطلاح کلی‌تر برای هر پرتابه فلزی سنگین استفاده می‌شود، در حالی که 'bullet' به طور خاص به مهمات سلاح گرم اشاره دارد.

Everyday. The most common term for the projectile fired from a gun. 'Slug' is often used as a more general term for any heavy metal projectile, while 'bullet' specifically refers to firearm ammunition.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000