slumbering

slum·ber·ing/ˈslʌmbərɪŋ/
verb (فعل)literarypast (گذشته): slumberedpast participle (مفعولی): slumbered-ing (حال): slumbering3rd (سوم): slumbers

فعل — در خواب بودن

در خواب بودنخواب‌آلود بودن

خواب آرام یا سبک داشتن.

Sleeping lightly or peacefully.

«کودک آرام در تختش خوابیده بود.»

The child was slumbering quietly in his bed.

«او او را خواب‌آلود روی کاناپه پیدا کرد.»

She found him slumbering on the couch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sleepingخوابیدن

روزمره. قابل جایگزین، اما slumbering ادبی‌تر یا ملایم‌تر است.

Everyday. Interchangeable, but 'slumbering' is more literary or gentle.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000