smell of an oily rag

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

smell of an oil·y rag/smɛl əv ən ˈɔɪli ræɡ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — با بودجهٔ ناچیز کار کردن

با بودجهٔ ناچیز کار کردنبا کمترین هزینه گذران کردن

با پول بسیار کم یا با حداقل هزینه کار کردن.

To operate with very little money or at the lowest possible cost.

«آن‌ها کسب‌وکار را با بودجه‌ای ناچیز راه انداختند.»

They built the business on the smell of an oily rag.

«ما جشنواره را با حداقل هزینه برگزار کردیم.»

We ran the festival on the smell of an oily rag.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000