smell of an oily rag
smell of an oil·y rag/smɛl əv ən ˈɔɪli ræɡ/
phrase (عبارت)informal
عبارت — با بودجهٔ ناچیز کار کردن
با بودجهٔ ناچیز کار کردنبا کمترین هزینه گذران کردن
با پول بسیار کم یا با حداقل هزینه کار کردن.
To operate with very little money or at the lowest possible cost.
«آنها کسبوکار را با بودجهای ناچیز راه انداختند.»
“They built the business on the smell of an oily rag.”
«ما جشنواره را با حداقل هزینه برگزار کردیم.»
“We ran the festival on the smell of an oily rag.”