smell the barn

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/smɛl ðə bɑrn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — با نزدیک شدن به پایان جان گرفتن

با نزدیک شدن به پایان جان گرفتنآخر کار انرژی گرفتن

وقتی پایان کار یا سفر نزدیک است، ناگهان پرانرژی‌تر شدن.

To become more energetic when the end of a task or journey is near.

«کوهنوردان در آخرین مایل جان تازه‌ای گرفتند.»

The hikers smelled the barn during the final mile.

«با نزدیک شدن به پایان، جان گرفتم و گزارش را همان شب تمام کردم.»

I smelled the barn and finished the report that night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000