snivel

sniv·el/ˈsnɪvəl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sniveledpast participle (مفعولی): sniveled-ing (حال): sniveling3rd (سوم): snivels

فعل — فین‌فین کردن

فین‌فین کردنبا لوس‌بازی گریه کردن

با حالت ناله و ضعیف گریه کردن و آب بینی کشیدن، اغلب با ترحم به خود.

To cry and sniffle in a whining or weak way, often in a self-pitying manner.

«او هر وقت به خواسته‌اش نمی‌رسید، فین‌فین می‌کرد و گریه می‌کرد.»

He would snivel whenever he didn't get his way.

«بس کن این فین‌فین کردن را و با مشکل روبه‌رو شو.»

Stop sniveling and deal with the problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whineناله کردن

رایج. وقتی به شکایت کردن با صدای نازک و بچگانه اشاره دارد، با 'snivel' قابل تعویض است. 'او در مورد تکالیفش ناله کرد' درست است، 'او در مورد تکالیفش فین‌فین کرد' هم درست است، اما 'snivel' اغلب شامل گریه بیشتر و آبریزش بینی است.

Common. Interchangeable with 'snivel' when referring to complaining in a high-pitched, childish voice. 'He whined about his homework' works, 'He sniveled about his homework' also works, but 'snivel' often implies more crying and a runny nose.

blubberبا صدای بلند گریه کردن

غیررسمی. به گریه کردن با صدای بلند و بی‌اختیار، اغلب به شیوه‌ای بی‌وقار، اشاره دارد. 'او مثل بچه گریه می‌کرد' درست است، در حالی که 'او آرام فین‌فین می‌کرد' به گریه آرام‌تر و ترحم‌برانگیزتری اشاره دارد.

Informal. Refers to crying noisily and uncontrollably, often in an undignified way. 'He blubbered like a baby' works, while 'He sniveled softly' suggests a quieter, more self-pitying cry.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): snivels

اسم — گریه و فین‌فین

گریه و فین‌فینناله

یک عمل یا صدای فین‌فین کردن؛ گریه‌ای با ناله.

An act or sound of sniveling; a whining cry.

«وقتی اسباب‌بازی‌اش شکست، کمی فین‌فین کرد.»

He gave a little snivel when his toy broke.

«من نمی‌توانم ناله‌های دائمی او را تحمل کنم.»

I can't stand her constant snivels.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whimperناله آهسته

رایج. به صدای آهسته و ضعیف ترس یا درد اشاره دارد. 'ناله آهسته سگ' درست است و صدای آرام و دردناک را توصیف می‌کند. 'Snivel' اغلب بیشتر با ترحم به خود مرتبط است و می‌تواند بلندتر باشد.

Common. Refers to a low, weak sound of fear or pain. 'A dog's whimper' works, describing a quiet, pained sound. 'A snivel' is often more associated with self-pity and can be louder.

sobهق‌هق

رایج. به گریه پر سر و صدا و تشنجی، اغلب با نفس‌نفس زدن، اشاره دارد. 'یک هق‌هق بلند' درست است. 'Snivel' عموماً شکل کم‌شدت‌تری از گریه نسبت به sob است.

Common. Refers to noisy, convulsive crying, often with gasps. 'A loud sob' works. 'A snivel' is generally a less intense form of crying than a sob.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000