اسم — جاسوس
کسی که به طور مخفیانه به دنبال فهمیدن اطلاعات خصوصی دیگران است.
A person who secretly tries to find out private information about others.
«فضول هنگام تلاش برای خواندن ایمیلهایم دستگیر شد.»
“The snooper was caught trying to read my emails.”
«او مثل یک فضول رفتار میکند و همیشه در کار دیگران کنجکاوی میکند.»
“She acts as a snooper, always prying into others' affairs.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی به دیدهبانی مخفی اشاره میشود قابل جایگزینی است اما «جاسوس» رسمیتر و مرتبط با سازمانهای اطلاعاتی است.
Common. Interchangeable when referring to secret observation but 'spy' is more formal and often related to intelligence agencies.
غیررسمی. به کسی گفته میشود که مخفیانه به مکالمات خصوصی گوش میدهد، دقیقتر از snooper است.
Informal. Means one who secretly listens to private conversations, more specific than snooper.