solidarity

sol·id·ar·i·ty/ˌsɒlɪˈdærɪti/
solidfirm or united-aritystate or quality
noun (اسم)common

اسم — همبستگی

همبستگیاتحاد

وحدت یا هماهنگی احساس یا عمل میان افرادی با منافع مشترک.

Unity or agreement of feeling or action among individuals with a common interest.

«کارگران در طول اعتصاب همبستگی نشان دادند.»

The workers showed solidarity during the strike.

«همبستگی میان شهروندان در زمان بحران مهم است.»

Solidarity among citizens is important in times of crisis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unityوحدت

رایج. بر اتحاد و یگانگی اجتماعی یا سیاسی تاکید دارد.

Common. Emphasizes oneness often socially or politically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000