spiriting

spir·it·ing/ˈspɪrɪtɪŋ/
spiritvital life principle / essence-ingaction or result
1noun (اسم)common

اسم — بردن پنهانی

بردن پنهانیربودن مرموز

عمل بردن یا ناپدید کردن چیزی به صورت مرموز یا مخفیانه.

The action of carrying off mysteriously or secretly.

«بردن ناگهانی اسناد به صورت پنهانی، سوءظن ایجاد کرد.»

The sudden spiriting away of the documents raised suspicions.

«او متهم شد که پول را مخفیانه از کشور خارج کرده است.»

He was accused of spiriting the money out of the country.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abductionآدم‌ربایی

رسمی/حقوقی. به معنای ربودن غیرقانونی یک شخص است. برای اشیاء یا مفاهیم انتزاعی قابل جایگزینی نیست. در بافت‌های حقوقی یا گزارش جرایم استفاده می‌شود.

Formal/legal. Implies unlawful carrying away of a person. Not interchangeable with 'spiriting' for objects or abstract concepts. Use in legal or crime reporting contexts.

kidnappingربودن

روزمره/حقوقی. شبیه آدم‌ربایی، به طور خاص به بردن اجباری یا فریب‌کارانه یک شخص اشاره دارد. می‌تواند در گفتار غیررسمی گسترده‌تر استفاده شود.

Everyday/legal. Similar to abduction, specifically referring to taking a person by force or fraud. Can be used more broadly in casual speech.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): spiritedpast participle (مفعولی): spirited-ing (حال): spiriting3rd (سوم): spirits

فعل — بردن

بردندور کردنناپدید کردن

شکل حال استمراری فعل 'spirit' به معنای با سرعت و مخفیانه بردن چیزی یا کسی.

Present participle of 'spirit', meaning to carry off rapidly and secretly.

«آنها کودکان را مخفیانه به خانه‌ای امن می‌بردند.»

They were spiriting the children away to a safe house.

«او دیده شد که اواخر شب اسنادی را مخفیانه از اداره خارج می‌کرد.»

He was seen spiriting documents from the office late at night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whiskingبه سرعت بردن

روزمره. به معنای حرکت سریع و سبک، اغلب غیرمنتظره است. وقتی سرعت تمرکز اصلی باشد، قابل جایگزینی است. 'او توسط محافظانش به سرعت برده شد' درست است.

Everyday. Implies quick, light movement, often unexpected. Can be interchangeable when the speed is the primary focus. 'He was whisked away by his bodyguards' works.

snatchingقاپیدن

غیررسمی. به معنای برداشتن سریع و اغلب با زور یا غیرقانونی است. تهاجمی‌تر از 'spiriting' است. 'او کیف را قاپید' دلالت بر زور دارد.

Informal. Suggests taking something quickly and often forcefully or illegally. More aggressive than 'spiriting'. 'He snatched the purse' implies force.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000