spline
اسم — منحنی کش
نوار بلند، نازک و انعطافپذیری از چوب، فلز یا پلاستیک که برای کشیدن منحنیها استفاده میشود.
A long, thin, flexible strip of wood, metal, or plastic, used for drawing curves.
«معماران نیروی دریایی از منحنیکش برای ترسیم خطوط بدنه کشتیها استفاده میکنند.»
“Naval architects use splines to draw the hull lines of ships.”
«او با دقت منحنیکش را خم کرد تا با طرح مطابقت داشته باشد.»
“He carefully bent the spline to match the design.”
اسم — تابع اسپیلاین
یک تابع ریاضی چندجملهای تکهای و هموار که در تحلیل عددی و گرافیک کامپیوتری استفاده میشود.
A mathematical function that is piecewise polynomial and smooth, used in numerical analysis and computer graphics.
«این نرمافزار از اسپیلاینهای مکعبی برای رندر منحنیهای هموار استفاده میکند.»
“The software uses cubic splines to render smooth curves.”
«درونیابی اسپیلاین روشی برای ساخت نقاط داده جدید در محدوده مجموعهای گسسته از نقاط داده شناخته شده است.»
“Spline interpolation is a method to construct new data points within the range of a discrete set of known data points.”
فعل — با منحنیکش کشیدن
کشیدن یا نمایش دادن با استفاده از منحنیکش یا تابع اسپیلاین.
To draw or represent with a spline.
«طراح بدنه قایق را با منحنیکش روی نقشه کشید.»
“The designer splined the boat's hull on the blueprint.”
«موتور گرافیکی انیمیشنهای شخصیت را برای سیالیت اسپیلاین میکند.»
“The graphics engine splines the character animations for fluidity.”
تفاوت با واژههای مشابه
اصطلاح کلی. 'Spline' روش ایجاد منحنی را مشخص میکند. میتوانید چیزی را با دست «منحنی» کنید، اما «اسپیلاین کردن» به معنای استفاده از ابزار یا تابع ریاضی خاص است.
General term. 'Spline' specifies the method of creating the curve. You can 'curve' something by hand, but to 'spline' it implies using a specific tool or mathematical function. 'Curve the line manually' vs 'spline the line with the software'.