spotty

/ˈspɒti/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): spottiersuperlative (عالی): spottiest

صفت — لکه‌دار

لکه‌دارکک و مک‌دار

دارای لکه‌ها یا نواحی ناهمگون؛ دارای نقاط ناهموار.

Having spots or patches; marked by irregular spots.

«در نوجوانی پوست او لکه‌دار بود.»

He had a spotty complexion as a teenager.

«پوست سگ لکه‌دار و سفید بود.»

The dog's fur was spotty and white.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spottedلکه‌دار

رایج. در بیشتر موارد قابل تعویض با spotty است.

Common. Used interchangeably in most contexts for marked spots or dots.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000