اسم — پیچ خوردگی
آسیبهایی به رباطها که نوارهای محکمی از بافت فیبری هستند و استخوانها را در اطراف مفصل به یکدیگر متصل میکنند.
Injuries to ligaments, which are the tough bands of fibrous tissue that connect bones to each other around a joint.
«پیچ خوردگی مچ پا در بین ورزشکاران بسیار رایج است.»
“Ankle sprains are very common among athletes.”
«او از سقوط چندین پیچ خوردگی متحمل شد.»
“She suffered multiple sprains from the fall.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. کشیدگی آسیب به عضله یا تاندون است، در حالی که پیچ خوردگی آسیب به رباط است. این اصطلاحات اغلب اشتباه گرفته میشوند اما به انواع مختلفی از آسیب بافت نرم اشاره دارند. 'او کشیدگی عضله داشت، نه پیچ خوردگی رباط.'
Common. A strain is an injury to a muscle or tendon, whereas a sprain is an injury to a ligament. These terms are often confused but refer to different types of soft tissue injury. 'She had a muscle strain, not a ligament sprain.'
فعل — رگ به رگ کردن
مفصلی را با کشیدن یا پیچاندن رباطها آسیب رساندن.
To injure a joint by wrenching or twisting the ligaments.
«او مچ دستش را هنگام تنیس بازی کردن رگ به رگ کرد.»
“He sprained his wrist playing tennis.”
«مراقب باشید که در زمین ناهموار مچ پایتان رگ به رگ نشود.»
“Be careful not to sprain your ankle on the uneven ground.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی/رایج. 'کش آوردن' گاهی اوقات به طور مشابه برای توصیف آسیبی که با پیچاندن ایجاد میشود، استفاده میشود، اما اغلب به حرکتی ناگهانیتر یا قدرتمندتر اشاره دارد و نه فقط آسیب رباط. 'او با دسترسی به جعبه کمرش را کش آورد.'
Informal/Common. 'Wrench' can sometimes be used similarly to describe an injury caused by twisting, but often implies a more sudden or forceful motion, and not exclusively ligament damage. 'He wrenched his back reaching for the box.'