staging

stag·ing/ˈsteɪdʒɪŋ/
stagea step or platform-ingnoun/gerund form
1noun (اسم)common

اسم — آماده‌سازی صحنه

آماده‌سازی صحنهمرحله‌بندی

فرآیند آماده‌سازی برای اجرا، رویداد یا تولیدی.

The process of setting up a performance, event, or production.

«آماده‌سازی صحنه کنسرت چند ساعت طول کشید.»

The staging of the concert took several hours.

«آماده‌سازی خوب صحنه برای نمایش موفق حیاتی است.»

Good staging is crucial for a successful play.

تفاوت با واژه‌های مشابه
productionتولید

رسمی. به کل فرآیند اجرای نمایش یا رویداد گفته می‌شود.

Formal. Refers to the entire process of putting on a show or event.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): stagedpast participle (مفعولی): staged-ing (حال): staging3rd (سوم): stages

فعل — برپا کردن

برپا کردننمایش دادن

سازماندهی و ارائه یک رویداد یا اجرا.

To organize and present an event or production.

«آنها تجمع اعتراضی را در مرکز شهر برگزار کردند.»

They staged a protest in the city center.

«تیم در نیمه دوم بازگشتی داشته است.»

The team staged a comeback in the second half.

تفاوت با واژه‌های مشابه
organizeسازماندهی کردن

روزمره. معنی مشابه ولی کمتر به اجرا اختصاص دارد.

Everyday. Similar meaning but less specific to performances.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000