staked

/steɪkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): stakedpast participle (مفعولی): staked-ing (حال): staking3rd (سوم): stakes

فعل — میخ زدن

میخ زدنتیرک زدن

نشان‌گذاری یا پشتیبانی کردن با میخ یا تیرک؛ محکم کردن یا قرار دادن تیرک‌ها در چیزی.

Marked or supported with stakes; to fasten or place stakes in something.

«چادر به طور محکم به زمین میخ زده شده بود.»

The tent was staked firmly to the ground.

«آن‌ها گیاهان جدید را در باغ با تیرک حمایت کردند.»

They staked the new plants in the garden.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pinnedسنجاق شده

رایج. می‌تواند به محکم کردن چیزی اشاره کند، در برخی زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. Can refer to fastening something firmly, interchangeable in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000