stomps

/stɒmps/
verb (فعل)commonpast (گذشته): stompedpast participle (مفعولی): stomped-ing (حال): stomping3rd (سوم): stomps

فعل — پا کوبیدن

پا کوبیدنبه شدت راه رفتنبا عصبانیت قدم برداشتن

سنگین و پر سر و صدا قدم برداشتن، معمولاً به شکلی عصبانی یا تحریک شده.

To tread heavily and noisily, typically in an angry or irritated manner.

«او وقتی عصبانی است، با عصبانیت از اتاق بیرون می‌رود.»

He stomps out of the room when he's angry.

«کودک وقتی به خواسته‌اش نمی‌رسد، پاهایش را می‌کوبد.»

The child stomps her feet when she doesn't get her way.

تفاوت با واژه‌های مشابه
treadsپا می‌گذارد

رایج. اصطلاحی عمومی برای زمین گذاشتن پا. 'Stomps' به طور خاص یک عمل سنگین، پر سر و صدا و اغلب عصبانی را القا می‌کند، در حالی که 'treads' خنثی است و فقط عمل راه رفتن را توصیف می‌کند. 'او سبک راه می‌رود' در مقابل 'او با صدای بلند پا می‌کوبد'.

Common. A general term for setting one's foot down. 'Stomps' specifically implies a heavy, noisy, and often angry action, while 'treads' is neutral and just describes the act of walking. 'He treads lightly' vs. 'He stomps loudly'.

marchesرژه می‌رود

رایج. با قدم‌های منظم و اندازه‌گیری شده راه رفتن، اغلب در زمینه رسمی یا نظامی، یا برای اعتراض. 'Marches' می‌تواند سنگین باشد اما کنترل‌شده‌تر و هدفمندتر از 'stomps' است، که معمولاً یک فوران احساسی است. 'سربازان رژه می‌روند' در مقابل 'یک کودک پایش را می‌کوبد'.

Common. To walk with regular, measured steps, often in a formal or military context, or to express protest. 'Marches' can be heavy but is more controlled and purposeful than 'stomps', which is usually an outburst of emotion. 'Soldiers march' vs. 'A child stomps their foot'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000