verb (فعل)commonpast (گذشته): stonewalledpast participle (مفعولی): stonewalled-ing (حال): stonewalling3rd (سوم): stonewalls
فعل — مانع شدن
مانع شدنبه تعویق انداختن
با امتناع از پاسخ دادن یا همکاری، به تعویق انداختن یا مانع شدن
to delay or block by refusing to answer or cooperate
«آنها ماهها تحقیقات را مسدود کردند.»
“They stonewalled the investigation for months.”
«او از پاسخ دادن به سوالات خبرنگاران امتناع کرد.»
“He stonewalled all questions from reporters.”
تفاوت با واژههای مشابه
block— مسدود کردن
رایج است. هنگام تأکید بر انسداد میتواند جایگزین stonewall شود اما کمتر به معنای امتناع عمدی است.
Common. Can replace 'stonewall' when emphasizing obstruction but less about deliberate refusal.