stridently

strid·ent·ly/ˈstraɪdəntli/
stridentloud, harsh, or grating-lyadverb forming suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): stridentposition (جایگاه): end

قید — به طور ناهنجار

به طور ناهنجاربه صورت گوشخراش

به صورتی بلند، تند و آزاردهنده

In a loud, harsh, or forceful manner

«او در طول مناظره با صدایی بلند و خشن صحبت کرد.»

He spoke stridently during the debate.

«آلارم به طور گوشخراش به صدا درآمد و همه را بیدار کرد.»

The alarm sounded stridently, waking everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harshlyبه سختی

رایج. به صورت سخت یا ناخوشایند، در برخی موارد با stridently قابل جایگزینی است.

Common. Means in a severe or unpleasant way, interchangeable in some contexts with stridently.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000