strident

stri·dent/ˈstraɪ.dənt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): stridentersuperlative (عالی): stridentest

صفت — سروصداکننده

سروصداکنندهدودستگی‌آمیزپرتکانش

صدایی بلند، ناهنجار و گوش‌آزار.

Loud, harsh, and grating in sound or tone.

«صدای بلند و ناهنجار معلم باعث ناراحتی دانش‌آموزان شد.»

The teacher's strident voice made the students uncomfortable.

«او در مناظره با لحنی بلند و ناهنجار صحبت کرد.»

He spoke in a strident tone during the debate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shrillتیز و گوش‌خراش

متداول. معمولاً وقتی صدا تند و ناخوشایند باشد جایگزین مناسبی است.

Common. Generally interchangeable when describing sharp and unpleasant sounds.

piercingتیز و نافذ

متداول. صداهایی که به شدت گوش را تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ در موارد صوتی جایگزین مناسب است.

Common. Describes sounds that sharply affect the ear; can substitute strident in sound contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000