string out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/strɪŋ aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — در امتداد پخش کردن

در امتداد پخش کردنردیف کردن

آدم‌ها یا چیزها را در خطی بلند و با فاصله پخش یا مرتب کردن.

To arrange or spread people or things out in a long line.

«آن‌ها چراغ‌ها را در امتداد حیاط کشیدند.»

“They strung out the lights across the yard.”

«دونده‌ها در امتداد جاده با فاصله پخش شدند.»

“The runners strung out along the road.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — کش دادن

کش دادنطولانی کردن

یک کار یا فرایند را بیش از حد لازم طولانی کردن.

To make an activity or process last longer than necessary.

«وکیل پرونده را ماه‌ها کش داد.»

“The lawyer strung out the case for months.”

«جلسه را دیگر طولانی نکن.»

“Don't string out the meeting any longer.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000