stringed

/ˈstrɪŋd/
adjective (صفت)common

صفت — سیم‌دار

سیم‌داردارای سیم

دارای سیم‌ها؛ اشاره به سازهای موسیقی که صدا را از ارتعاش سیم‌ها تولید می‌کنند.

Having strings; referring to musical instruments that produce sound by means of vibrating strings.

«ویولن یک ساز سیم‌دار است.»

The violin is a stringed instrument.

«او در موسیقی سازهای سیم‌دار تخصص دارد.»

She specializes in stringed instrument music.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000