stripe

/straɪp/
1noun (اسم)commonplural (جمع): stripes

اسم — نوار

نوارخطراه‌راه

یک نوار بلند و باریک که در رنگ یا بافت با محیط اطراف متفاوت است.

A long, narrow band or strip different in color or texture from the surrounding area.

«ببر روی بدنش راه‌راه‌های سیاه دارد.»

The tiger has black stripes on its body.

«او پیراهنی با راه‌راه‌های قرمز و سفید پوشید.»

She wore a shirt with red and white stripes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bandبند

معمولی. غالباً برای نوارهای بلند استفاده می‌شود ولی کلی‌تر است.

Common. Often used for similar long strips but can be more general.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): stripedpast participle (مفعولی): striped-ing (حال): striping3rd (سوم): stripes

فعل — کندن

کندنخارج کردن پوشش

برداشتن پوشش یا لایه بیرونی از چیزی.

To remove a covering or outer layer from something.

«آن‌ها رنگ قدیمی را از در برداشتند.»

They striped the old paint off the door.

«او پوست درخت را کند.»

He striped the bark from the tree.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peelپوست کندن

معمولی. بیشتر به پوست کندن میوه یا سبزیجات اشاره دارد؛ stripe عمومی‌تر است.

Common. Refers mainly to removing outer layers, especially from fruit or vegetables; 'stripe' more general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000