stumpy

stum·py/ˈstʌmpi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): stumpiersuperlative (عالی): stumpiest

صفت — کوتاه و ضخیم

کوتاه و ضخیمکم‌ارتفاع

کوتاه و ضخیم، معمولاً برای اعضا یا اشیایی که به نظر بریده یا کند می‌آیند.

Short and thick, often referring to limbs or objects that look cut off or blunt.

«درخت تنه‌ای کوتاه و ضخیم داشت.»

The tree had a stumpy trunk.

«در اثر حادثه پاهایش کوتاه و ضخیم شده‌اند.»

He has stumpy legs from the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stockyتنومند

غیررسمی. اشاره به فرد یا شیء کوتاه و محکم مانند stumpy.

Informal. Describes a person or object as short and solid, similar to stumpy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000