suborn

sub·orn/səˈbɔːrn/
sub-under, secretlyornto bribe or induce
verb (فعل)formalpast (گذشته): subornedpast participle (مفعولی): suborned-ing (حال): suborning3rd (سوم): suborns

فعل — رشوه دادن

رشوه دادنترغیب غیرقانونی

به طور غیرقانونی رشوه دادن یا ترغیب کردن کسی به ارتکاب کار خلاف، مخصوصاً شهادت دروغ.

To illegally bribe or induce someone to commit a wrongdoing, especially perjury.

«او به تحریک غیرقانونی شاهد به دروغگویی در دادگاه متهم شد.»

He was accused of suborning a witness to lie in court.

«مسئول متهم به تشویق به شهادت دروغ شد.»

The official was charged with suborning perjury.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bribeرشوه دادن

رسمی. تقریباً هم‌معنی هستند وقتی به تحریک غیرقانونی اشاره دارند، مخصوصاً در زمینه حقوقی.

Formal. Nearly interchangeable when implying illegal inducement, esp. in legal contexts: 'suborn witness' is more formal than 'bribe witness'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000