suck a lemon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

suck a lem·on/ˈsʌk ə ˈlɛmən/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — اخمو بودن

اخمو بودنبدخلق بودن

اخمو، بدخلق یا در حال‌وهوای منفی بودن.

To be in a sour, bad-tempered, or negative mood.

«او امروز از خواب که بیدار شد، حسابی بدخلق بود.»

He woke up sucking a lemon today.

«حتماً دوباره بداخلاق شده است.»

She must be sucking a lemon again.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — گمشو

گمشوبرو پی کارت

دستور تحقیرآمیزی به کسی برای دور شدن یا دست از سر آدم برداشتن.

A dismissive instruction telling someone to go away or stop bothering you.

«اگر خوشت نمی‌آید، برو پی کارت.»

Go suck a lemon if you don't like it.

«او به منتقد گفت برود پی کارش.»

He told the critic to suck a lemon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000