suck dry

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈsʌk ˈdraɪ/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خشک کردن با مکیدن

خشک کردن با مکیدنتمام مایع را مکیدن

با مکیدن، تمام مایع چیزی را بیرون کشیدن.

To remove all liquid from something by sucking.

«پمپ تمام آب برکه را بیرون کشید.»

The pump sucked the pond dry.

«بچه تمام آب پرتقال را مکید.»

The child sucked the orange dry.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — تهی کردن

تهی کردنتمام منابع را مصرف کردن

تمام پول، انرژی یا منابع کسی را مصرف و تمام کردن.

To use up all of someone's money, energy, or resources.

«هزینهٔ تعمیرات از نظر مالی ما را تهی کرد.»

The repairs sucked us dry financially.

«آن پروژه تمام انرژی تیم را گرفت.»

The project sucked the team dry.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000