suffered

suf·fered/ˈsʌfərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sufferedpast participle (مفعولی): suffered-ing (حال): suffering3rd (سوم): suffers

فعل — رنج بردن

رنج بردنتحمل کردن

در گذشته درد، رنج یا سختی کشیده یا تحمل کرده است.

Experienced pain, distress, or hardship in the past.

«او سال گذشته از بیماری شدیدی رنج برد.»

He suffered from a severe illness last year.

«او در طول جنگ زیان‌های زیادی متحمل شد.»

She suffered great losses during the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enduredتحمل کردن

رسمی. در زمینه سختی‌ها با suffered قابل جایگزینی است ولی در مکالمه روزمره کمتر به کار می‌رود.

Formal. Interchangeable with 'suffered' in contexts of hardship but less common in casual speech. For example, 'He endured pain silently' vs. 'He suffered pain silently'.

underwentتجربه کردن

رسمی. برای تجربه کردن فرآیند پزشکی یا رویدادها به کار می‌رود، اما برای سختی عمومی کاربرد ندارد.

Formal. Used for going through medical procedures or events. Can replace 'suffered' in some contexts, e.g., 'She underwent surgery', but not for general hardship.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000