thrived

/θraɪvd/
thriveto grow or develop well-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): thrivedpast participle (مفعولی): thrived-ing (حال): thriving3rd (سوم): thrives

فعل — رشد کردن

رشد کردنشکوفا شدنموفق شدن

رشد کردن، توسعه یافتن و موفق شدن

grew, developed, and prospered

«گیاهان در باغ آفتابی خوب رشد کردند.»

The plants thrived in the sunny garden.

«کسب‌وکارش در دوران رکود موفق بود.»

His business thrived during the recession.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flourishedشکوفا شدن

رایج است و در موارد رشد و موفقیت جایگزین می‌شود.

Common. Near synonym, interchangeable in contexts of growth or success.

prosperedموفق شدن

رسمی/رایج است و به موفقیت اقتصادی یا کلی اشاره دارد.

Formal/common. Similar meaning, often about economic or general success.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000