suit one's book

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈsut wʌnz ˈbʊk/
phrase (عبارت)dated

عبارت — به نفع کسی بودن

به نفع کسی بودنبه کار کسی آمدن

برای برنامه‌ها یا منافع خاصِ کسی مناسب و سودمند بودن.

To be convenient or advantageous for someone’s particular plans or interests.

«جلسه‌ای دیرتر بیشتر به کار من می‌آید.»

A later meeting would suit my book better.

«قانون‌های جدید کاملاً به نفع اوست.»

The new rules suit his book perfectly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000