adjective (صفت)formal
صفت — لکهدار
لکهدارآلوده شده
کثیف یا خراب شده در اعتبار یا کیفیت
made dirty or spoiled in honor or quality
«شهرت او به خاطر آن رسوایی لکهدار شد.»
“His reputation was sullied by the scandal.”
«دیوارهای آلوده به تمیز کردن نیاز داشتند.»
“The sullied walls needed cleaning.”