sully

sul·ly/ˈsʌli/
verb (فعل)formalpast (گذشته): sulliedpast participle (مفعولی): sullied-ing (حال): sullying3rd (سوم): sullies

فعل — لکه‌دار کردن

لکه‌دار کردنبی‌آبرو کردن

آلوده یا بدنام کردن چیزی؛ خراب کردن پاکی یا اعتبار آن.

To damage or spoil the purity or integrity of something.

«رسوایی‌ها می‌توانند اعتبار یک سیاستمدار را لکه‌دار کنند.»

Scandals can sully a politician’s reputation.

«نگذار یک اشتباه کوچک موفقیتت را خراب کند.»

Don’t let a small mistake sully your success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
taintآلوده کردن

رسمی. به معنای آلوده یا بدنام کردن است و بیشتر برای اعتبار یا کیفیت‌ها کاربرد دارد.

Formal. Emphasizes causing disgrace or contamination; similar meaning but taint is used more for reputations or qualities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000