supine
صفت — به پشت خوابیده
به پشت دراز کشیده و صورت رو به بالا.
Lying on the back with the face upwards.
«بیمار طاقباز روی میز عمل دراز کشیده بود.»
“The patient was lying supine on the operating table.”
«او ترجیح میدهد به پشت بخوابد، نه به پهلو.»
“He prefers to sleep supine, rather than on his side.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. یک اصطلاح کلی برای دراز کشیدن است، اما جهت (پشت یا رو) را مشخص نمیکند. 'Supine' یک نوع خاص از وضعیت 'recumbent' است.
Formal. A general term for lying down, but does not specify the orientation (back or front). 'Supine' is a specific type of 'recumbent' position.
متضادها
صفت — بیحال
به دلیل ضعف اخلاقی یا تنبلی، در انجام عمل یا اعتراض کوتاهی کردن.
Failing to act or protest as a result of moral weakness or indolence.
«شورای شهر به دلیل رویکرد منفعلانه خود در قبال توسعه مورد انتقاد قرار گرفت.»
“The city council was criticized for its supine approach to development.”
«او در برابر بیعدالتی منفعل ماند.»
“He remained supine in the face of injustice.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'منفعل' به معنای پذیرش یا اجازه دادن به آنچه اتفاق میافتد یا آنچه دیگران انجام میدهند، بدون پاسخ یا مقاومت فعال است. در حالی که 'supine' میتواند به انفعال اشاره کند، مفهوم قویتری از ضعف یا بیعرضگی در برابر تهاجم/چالش را دارد.
Everyday. 'Passive' means accepting or allowing what happens or what others do, without active response or resistance. While 'supine' can imply passivity, it carries a stronger connotation of spinelessness or weakness in the face of aggression/challenge.
روزمره. شخصی را توصیف میکند که به راحتی تسلیم اراده دیگران میشود. 'Supine' میتواند به تسلیم شدن اشاره کند، اما بر فقدان مقاومت یا ابتکار به دلیل ضعف تاکید دارد.
Everyday. Describes someone who readily yields to the will of others. 'Supine' can imply submission, but emphasizes the lack of resistance or initiative due to weakness.