surcease

sur·cease/sɜːrˈsiːs/
noun (اسم)archaic

اسم — وقف

وقفخاتمه

پایان یا توقف، مخصوصاً چیزی دردناک یا ناخوشایند.

A stopping or cessation, especially of something painful or unpleasant.

«آنها برای پایان رنج دعا کردند.»

They prayed for the surcease of suffering.

«معاهده، پایان به درگیری بخشید.»

The treaty brought surcease to the conflict.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cessationتوقف

رسمی. تقریباً مترادف برای توقف چیزی است.

Formal. Nearly synonymous referring to stopping of something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000