surnamed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sur·named/ˈsɜrˌneɪmd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): surnamedpast participle (مفعولی): surnamed-ing (حال): surnaming3rd (سوم): surnames

فعل — نام خانوادگی داشتن

نام خانوادگی داشتننام خانوادگی دادن

گذشته فعل surname؛ دادن یا داشتن نام خانوادگی.

Past tense of surname; to give or have a family name or last name.

«نام خانوادگی او اسمیت بود.»

He was surnamed Smith.

«آنها با دقت به فرزندانشان نام خانوادگی دادند.»

They surnamed their children carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000