surmount

sur·mount/sərˈmaʊnt/
sur-over / beyondmountto climb / ascend
1verb (فعل)commonpast (گذشته): surmountedpast participle (مفعولی): surmounted-ing (حال): surmounting3rd (سوم): surmounts

فعل — غلبه کردن

غلبه کردنفائق آمدن

بر چیزی غلبه کردن یا از پس یک مشکل برآمدن.

To overcome a difficulty or obstacle.

«او مجبور بود بر مشکلات زیادی غلبه کند تا به هدفش برسد.»

She had to surmount many difficulties to achieve her goal.

«تیم با موفقیت بر زمین دشوار فائق آمد.»

The team successfully surmounted the challenging terrain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overcomeاز بین بردن

روزمره. هنگام اشاره به موفقیت در حل یک مشکل یا دشواری، تا حد زیادی قابل تعویض است. 'غلبه بر مانع' و 'فائق آمدن بر مانع' هر دو درست هستند. 'غلبه بر بیماری' رایج است، 'فائق آمدن بر بیماری' کمتر رایج است.

Everyday. Widely interchangeable when referring to successfully dealing with a problem or difficulty. 'Overcome an obstacle' and 'surmount an obstacle' both work. 'Overcome illness' is common, 'surmount illness' is less so.

conquerفتح کردن

رسمی‌تر است و به مبارزه بزرگتر یا پیروزی مهم‌تری نسبت به 'surmount' اشاره دارد. برای چالش‌های بزرگ یا فتوحات واقعی استفاده می‌شود. 'فتح کوه' درست است، 'فتح یک ترس کوچک' کمتر رایج است.

More formal and implies a greater struggle or a more significant victory than 'surmount'. Used for large challenges or literal conquests. 'Conquer a mountain' works, 'conquer a small fear' is less common.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): surmountedpast participle (مفعولی): surmounted-ing (حال): surmounting3rd (سوم): surmounts

فعل — بالاتر قرار گرفتن

بالاتر قرار گرفتنبر فراز چیزی قرار گرفتن

بر بالای چیزی قرار گرفتن.

To be placed on top of something.

«مجسمه‌ای از یک فرشته بر فراز کلیسای قدیمی قرار دارد.»

A statue of an angel surmounts the old cathedral.

«قله کوه با لایه‌ای ضخیم از برف پوشیده شده بود.»

The mountain peak was surmounted by a thick layer of snow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
capپوشاندن

خاص‌تر است و اغلب به پوشاندن بالای چیزی اشاره دارد. 'یک مجسمه ستون را پوشاند' درست است، 'یک مجسمه بر بالای ستون قرار گرفت' نیز درست است، با این تفاوت که 'surmounted' رسمی‌تر به نظر می‌رسد.

More specific, often implying covering the top of something. 'A statue capped the pillar' works, 'a statue surmounted the pillar' works too, with 'surmounted' sounding more formal.

crownتاج گذاشتن

به قرار گرفتن در بالاترین نقطه اشاره دارد، که اغلب به افتخار یا تکمیل دلالت دارد. 'عقاب طلایی بنا را تاج‌گذاری کرد' درست است، 'عقاب طلایی بر فراز بنا قرار گرفت' نیز صحیح است.

Suggests being at the very highest point, often implying honor or completion. 'A golden eagle crowned the monument' works, 'a golden eagle surmounted the monument' is also correct.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000