swagger

swag·ger/ˈswæɡər/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): swaggeredpast participle (مفعولی): swaggered-ing (حال): swaggering3rd (سوم): swaggers

فعل — راه رفتن با ابهت

راه رفتن با ابهتخودنمایی کردن

راه رفتن یا رفتار کردن با اعتماد به نفس زیاد، متکبرانه یا مطمئن.

To walk or behave in a very confident, arrogant, or self-assured manner.

«بعد از بردش با ابهت از اتاق رد شد.»

He swaggered across the room after his win.

«مثل اینکه مالک جا هستی راه نرو.»

Don’t swagger like you own the place.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strutبزرگ‌منشانه راه رفتن

غیررسمی. راه رفتن با اعتماد به نفس یا خودنمایی؛ در موارد غیررسمی جایگزین است.

Informal. Similar confident or boastful walk; interchangeable in casual contexts.

متضادها
2noun (اسم)informal

اسم — راه رفتن با ابهت

راه رفتن با ابهتخودنمایی

راه رفتن یا رفتار مطمئن و متکبرانه.

A confident and arrogant walk or manner.

«او با راه رفتنی قابل توجه و ابهت حرکت می‌کرد.»

He walked with a noticeable swagger.

«خودنمایی او معلمان را اذیت می‌کرد.»

Her swagger annoyed the teachers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000