swacked

/swækt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): swackedpast participle (مفعولی): swacked-ing (حال): swacking3rd (سوم): swacks

فعل — ضربه زدن

ضربه زدنکوبیدن

صرف گذشته غیررسمی ‘swack’ به معنای ضربه سخت زدن (کم استفاده).

Informal past tense of ‘swack’, meaning to hit or strike hard (rare).

«او توپ را به شدت در سراسر زمین زد.»

He swacked the ball across the field.

«چوب بیسبال توپ را با صدای بلند کوبید.»

The bat swacked the ball with a loud crack.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hitزدن

رایج. اصطلاح کلی برای ضربه زدن.

Common. General term for striking.

smackedکوبیدن

گذشته غیررسمی رایج، معنای مشابه.

Common informal past tense, similar in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000