swaddle

swad·dle/ˈswɒd.əl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): swaddledpast participle (مفعولی): swaddled-ing (حال): swaddling3rd (سوم): swaddles

فعل — لپیچ کردن نوزاد

لپیچ کردن نوزاددر پارچه پیچیدن

بستن محکم نوزاد در پارچه برای حفظ گرما و آرامش.

To wrap a baby tightly in cloth for warmth and security.

«او نوزاد تازه‌متولد را پیچید تا گرم بماند.»

She swaddled the newborn to keep him warm.

«نوزادان وقتی خوب پیچیده شوند احساس امنیت می‌کنند.»

Babies feel secure when swaddled properly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrapبستن

رایج است. زمانی که منظور پوشاندن چیزی در پارچه باشد جایگزین swaddle می‌شود اما swaddle مختص نوزاد است.

Common. Can replace swaddle when meaning to cover someone or something in cloth, but swaddle is specific to babies.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000