swallow whole

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

swal·low whole/ˌswɑloʊ ˈhoʊl/
1phrase (عبارت)common

عبارت — یک‌جا بلعیدن

یک‌جا بلعیدنبدون جویدن قورت دادن

چیزی را بدون جویدن یا خرد کردن یک‌جا بلعیدن.

To swallow something without chewing or breaking it into pieces.

«بعضی‌ها صدف خوراکی را یک‌جا می‌بلعند.»

“Some people swallow oysters whole.”

«قرص را یک‌جا قورت نده.»

“Do not swallow the tablet whole.”

2phrase (عبارت)informal

عبارت — دربست پذیرفتن

دربست پذیرفتنبی‌چون‌وچرا باور کردن

ادعایی را کامل و بدون پرسش یا تردید پذیرفتن.

To accept a claim completely and without questioning it.

«داستان او را دربست نپذیر.»

“Do not swallow his story whole.”

«آن‌ها شایعه را بی‌چون‌وچرا باور کردند.»

“They swallowed the rumor whole.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000