فعل — مبادله کرد
مبادله کردن یک چیز با چیز دیگر؛ زمان گذشته و اسم مفعول 'swap'.
To exchange one thing for another; past tense and past participle of 'swap'.
«آنها جایشان را در هواپیما عوض کردند.»
“They swapped seats on the airplane.”
«من کتاب کمیکم را با بازی ویدیویی او عوض کردم.»
“I swapped my comic book for his video game.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. یک مترادف مستقیم که اغلب در بافتهای کمی رسمیتر یا زمانی که معامله رسمیتر است استفاده میشود. 'Swapped' غیررسمیتر است و به معنای یک معامله سریع و غیررسمی است. 'ما هدایا را مبادله کردیم' رسمیتر از 'ما هدایا را عوض کردیم' است.
Everyday. A direct synonym, often used in slightly more formal contexts or when the transaction is more formal. 'Swapped' feels more casual and implies a quick, informal trade. 'We exchanged gifts' is more formal than 'We swapped gifts.'
روزمره. اغلب به معنای یک معامله تجاری یا یک مبادله عمدیتر، به ویژه کالا یا خدمات است. 'Swapped' بیشتر به یک مبادله ساده و غیررسمی بین افراد اشاره دارد. 'آنها سهام معامله کردند' در مقابل 'آنها لباسهایشان را عوض کردند'.
Everyday. Often implies a commercial transaction or a more deliberate exchange, especially of goods or services. 'Swapped' is more about a simple, informal exchange between individuals. 'They traded stocks' vs. 'They swapped clothes.'