swanky

swank·y/ˈswæŋ.ki/
swankshowy or stylish-yhaving the quality of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): swankiersuperlative (عالی): swankiest

صفت — شیک و مجلل

شیک و مجللگران‌قیمتپرسر و صدا

بسیار شیک، گران‌قیمت یا مجلل از نظر سبک یا ظاهر.

Very fashionable, expensive, or luxurious in style or appearance.

«آنها به یک آپارتمان بسیار شیک جدید در مرکز شهر نقل مکان کردند.»

They moved into a swanky new apartment downtown.

«او همیشه لباس‌های بسیار شیکی می‌پوشد تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.»

He always wears swanky clothes to impress others.

تفاوت با واژه‌های مشابه
poshشیک

غیررسمی. تاکید بر ظرافت و سبک اشرافی دارد.

Informal. Emphasizes elegance and upper-class style.

fancyپرزرق و برق

غیررسمی. به ظاهر پر زرق و برق اشاره دارد.

Informal. Focuses on elaborate or ornate appearance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000