syn

syn·er·gis·ti·cal·ly/ˌsɪnərˈdʒɪstɪkli/
syn-togetherergwork-isticrelating to-allyin a manner
adverb (قید)formal

قید — به طور هم‌افزا

به طور هم‌افزابه صورت همکاری تأثیرگذار

به طریقی که همکاری داشته و تأثیری بیش از مجموع اثرات جداگانه ایجاد کند.

In a way that involves cooperation producing a combined effect greater than the sum of separate effects.

«داروها به صورت هم‌افزا برای بهبود نتایج بیمار عمل می‌کنند.»

The drugs work synergistically to improve patient outcomes.

«اعضای تیم به طور همکاری تأثیرگذار روی پروژه کار کردند.»

The team members collaborated synergistically on the project.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000