synergistic

syn·er·gis·tic/ˌsɪnərˈdʒɪstɪk/
syn-togetherergwork-isticrelated to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more synergisticsuperlative (عالی): most synergistic

صفت — هم‌افزایی

هم‌افزاییهم‌کاری موثر

شرح اقدامی که با ترکیب، اثر کلی بزرگ‌تری نسبت به هر کدام به تنهایی دارد.

Describes actions or effects that combine to produce a greater result than individually.

«آن‌ها تأثیری هم‌افزایی روی پروژه داشتند.»

They had a synergistic effect on the project.

«کار تیمی هم‌افزایانه نتیجه‌ها را بهبود بخشید.»

Synergistic teamwork improved results.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cooperativeهمکاری‌کننده

رایج. به همکاری برای منفعت اشاره دارد، کمی قابل تعویض اما گسترده‌تر.

Common. Implies working together for benefit, somewhat interchangeable but broader.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000