take the liberty

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

take the lib·er·ty/ˌteɪk ðə ˈlɪbərti/
phrase (عبارت)formal

عبارت — به خود اجازه دادن

به خود اجازه دادنجسارت کردن

کاری را بدون اجازه انجام دادن، اغلب با لحنی مؤدبانه یا عذرخواهانه.

To do something without permission, often politely or apologetically.

«به خودم اجازه دادم با او تماس بگیرم.»

“I took the liberty of calling her.”

«او بدون اجازه طرح را تغییر داد.»

“He took the liberty of changing the plan.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000