take the point

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌteɪk ðə ˈpɔɪnt/
1phrase (عبارت)formal

عبارت — منظور را گرفتن

منظور را گرفتنحرف را فهمیدن

حرف یا استدلال کسی را فهمیدن و پذیرفتن.

To understand and accept what someone is saying.

«منظورت را می‌فهمم، اما مخالفم.»

“I take the point, but disagree.”

«او فوراً منظورش را گرفت.»

“She took his point immediately.”

2phrase (عبارت)technical

عبارت — جلو رفتن

جلو رفتنپیشاهنگ شدن

اول رفتن، به‌ویژه برای هدایت گروهی در منطقه‌ای خطرناک.

To go first, especially to lead a group through a dangerous area.

«پیشاهنگ جلو رفت.»

“The scout took the point.”

«من گروه را از تونل هدایت می‌کنم.»

“I will take the point through the tunnel.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000