talky

talk·y/ˈtɔːki/
talkto speak-yhaving the quality of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): talkiersuperlative (عالی): talkiest

صفت — پرحرف

پرحرفپرحرفی

دارای صحبت زیاد؛ پرحرف یا گپ‌زن.

Using or containing a lot of talking; wordy or chatty.

«فیلم برای سلیقه من خیلی پرحرف بود.»

The movie was too talky for my taste.

«او توضیحی پرحرف درباره موضوع داد.»

She gave a talky explanation of the topic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chattyپرحرف

غیررسمی. معنای مشابه دارد اما معمولاً نشان‌دهنده صحبت دوستانه یا غیررسمی است.

Informal. Similar meaning but often implies friendly or informal talk.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000